به نام خدا
سلامی به سپیدی صبح
سلام می کنم به همه شما دوستان عزیز. به شمایی که از میان هزاران وبلاگ و یا وب سایت وبلاگ من رو انتخاب کردین.
اما قبل از هر چیز لازم می دونم در اولین پست یه توضییح کوتاهی درباره این وبلاگ و اهداف اون بدم :
مطمئنا شما هم مثل من بارها جمله ی " هنر نزد ایرانیان است و بس " رو از هر انسان بی سواد یا با سواد یا روی در و دیوار مدرسه یا اداره تون دیدین و از هزار تا مجری تلویزیون شنیدین . اما شاید همه ی ما خیلی کم فکر کرده باشیم که اصلا هنر یعنی چی ؟ یا اینکه واقعا چرا شاعر گفته هنر نزد ایرانیان است ؟ چرا هنر نزد افغانی ها نیست ؟
واقیتش اینه که این جمله و جملات بسیار زیادی درباره هنر و ارزش آن و جودانه بودن هنر در این مرز و بوم در ادبیات زبان ما وجود دارد که فکر کردن درباره اون ها کلید بسیاری از مشکلاتی است که الان جامعه ما درگیر اون هاست.شاید بشه گفت یکی از اهداف این وبلاگ هم تبین و تعریف دقیق هنر و شناساندن اون به همه شما دوستان عزیزم است .
و اما هنر
استاد معین در فرهنگ لغت خود هنر و هنرمند رو این طور تعریف می کنن :
1- شناسایی همه قوانین عملی مربوط به شغل یا فنی یا معرفت امری توام با ظرافت و ریزه کاری
2- طریقه اجرای امری طبق قوانین و قواعد
3- مجموعه اطلاعات و تجارب
هنرمند :
1- کسی که در یکی از زمینه های هنر های زیبا کار می کند
2- کسی که آثار هنری بیافریند
3- کسی که دارای اطلاعات و تجارب در رشته های مختلف علوم و فنون است
برای تکمیل این تعریف باید بگم که در واقع هنر همون زیبایی ها ظرافت و ریزه کاری هایی هستن که بعضا در اطراف ما وجود دارند و به صورت قانون مند تغییر می کنن و کسی که این زیبایی ها و تمام قوانین و ریزه کاری های اون ها رو به صورت دقیق و علمی یاد می گیرد به اون هنرمند می گن.
اما عده از هنر شناسان هنر رو هفت بخش تقسیم کرده اند که عبارتند از : نقاشی مجسمه سازی معماری سینما عکاسی ادبیات و موسیقی
به نظر من هر هفت مورد اونها ارزشمند هستند و ایرانیان در هر هفت ضمینه کم و بیش فعالیت کردند اما یکی از اون ها برای من ستوده تر و ارزشمندتر است و شاید بشه کفت یکی از اون ها هنر تره و اون موسیقی است . اما چرا ؟
موسیقی یکی از نعمت های زیبای خدادادی است و یکی از دلایل محکم بر وجود اوست . شما هنگامی که یک پرنده را بر روی شاخه درخت مشغول آواز خوانی می بینید و می بینید که او شاید زیبا تر از هر سمفونی و ارکسری می خواند دلیلی بر وجود خداست . نه فقط صدای پرنده گان بلکه صدای آب یا صدای شاخ و برگ درختان هم از جمله نعمت های طبیعی و خدادادی است که بی شک هر کدام یک سمفونی تمام و کمال را در خود جای داده است.شواهد زیادی بر وجود دارد که نشان وجود و عقل و منتطق انسان با موسیقی آشنایی دیرینه ای دارد و زبان موسیقی را بهتر از هر مهفوم دیگری درک می کند . به عنوان مثال شاید برای شما هم پیش آمده باشد خواسته باشید یک مفهوم را به یک فرد الغا کنید یا عقیده خود را برای دیگری اثبات کنید اما هر دلیل و منتطقی می آورید طرف مقابل نمی پذیرد اما کافی است همان لحظه یک بیت شعر در تایید سخن خود بخوانید و مشاهده کنید همان انسانی که هیچ دلیل و منتطقی در او اثر گذار نبود چگونه با شما هم عقیده شده.حال باید دید یک شعر چه تفاوتی با یک متن عادی دارد که اثر گذاری آن تا این حد است و جواب آن یک کلمه است : موسیقی . داشتن موسیقی یا به اصطلاح ادبی همان وزن و آهنگ و موزون بودن شعر آن را به حد زیادی از متن فاصله داده است.و هر چه موزون بودن آن بیشتر باشد زیبایی آن دوچندان است.به همین دلیل می گویم موسیقی حاوی پیام هایی است که زبان از گفتن آن عاجز است.اگر بخواهم تفاوت دقیق تری بین موسیقی و زبان گفتار و یا نوشتاری عادی قایل شوم باید بگویم زبان بنا بر تعریف علمی آن وسیله انتقال اطلاعات از شخصی به شخص دیگر است اما موسیقی وسیله انتقال احساس بین افراد است و همین است که وقتی شما یک قطعه اثر گذار را می شنوید این قطعه در احساسات شما تاثیر می گذارد و حالت شما را تغییر می دهد و به میزان ذوق سازنده و نوازنده انقلابی شگرف در وجود انسان رخ می دهد و به او حالت پرواز و اوج گرفتن را می دهد . اما در قدم بعدی باید پرسید آیا هر نوع موسیقی چنین ویژگی را داراست ؟
جواب این سوال را باید در تعاریف ارئه شده قبلی جستجو کرد .واقیت این است که تمام انواع موسیقی این ویژگی را دارند اما یادمان نرود که موسیقی یکی از هنرهای هفت گانه بود که توسط هنرمند به وجود می آیند . پس به طبع موسیقی که پدیدآورنده یا پدیدآورندگان آن هنرمند نیستند اساسا موسیقی نیست که بخواهد این ویژگی ها را داشته باشد.متاسفانه امروزه افرادی هستند که فاقد هر گونه هنر موسیقی می باشند اما خود را موسیقی دان و هنرمند می دانند و آثاری را در یک سری مکاتب و سبک های جعلی که به نام موسیقی به وجود آمده به وجود می آورند که نه تنها بر شخصیت خود تاثیر می گذارند بلکه چهره موسیقی را نیز زشت جلوه می دهند . علل وجود چنین افراد و چنین سبک هایی را باید در تاریج جستجو کرد . به عنوان مثال سبک راک را بررسی کنیم . تا اون جایی که من تحقیق کردم سبک راک سبکی بود که آمریکا در زمان جنگ جهانی دوم آن را به وجود اورد تا سربازان را به تحرک بیاورد تا بتونن خشونت و جنون را در سرباز ها به وجود بیاورند تا سربازها به راحتی آدم بکشند.این دلیل و خواستگاه به وجود آمدن سبک خشن و وحشیانه راک بود که واقعا حیف است آن را در زمره موسیقی جای داد . البته این سبک مضرات دیگری هم دارد که بعدا به اون خواهیم پرداخت.یا به عنوان مثال کشور آمریکا به منظور تهاجم فرهنگی به کشورهای در حال توسعه مانند ایران که از نظر فرهنگ و ادبیات پیشینه پربار داشتند سبک موسیقی به وجود آورد که در اون ادبیات را مورد حمله قرار داد و بعدها در خود این کشور تظاهرات مردمی بسیار زیادی علیه این سبک به وجود آمد و در نظر بسیاری از مردمان آمریکایی مترود شد . دقیقا در همین زمانی که حتی خود مردم آمریکا اون را طرد کردند یک عده از افراد خود باخته فرهنگی با تقلید از سبک پوشش خواننده گان این سبک جعلی که عبارت بود ازشلوارهای گشاد و تی شرت یا پیراهن با نوشته های مبتذل و آویزان کردن هزار مدل زیورآلات یعنی گردنبند و انگشتر و حتی گوشواره با اشکال زشت و همچنین مدل های مو ریش عجیب که همه ریشه در اعتقادات مکاتب غیر الهی یا بهتر بگم ضد الهی مانند شیطان پرستی دارند شروع به خواندن و ترویج این سبک در کشور کردند و متاسفانه تعداد آن ها روز به روز افزایش می یابد و قطعا یکی از اهداف این وبلاگ شناساندن موسیقی واقعی به شما عزیزان و مبترزه با این افراد است البته باید به دوستداران این سبک (رپ) باید بگم که هر نوع رپی هم بد نیست فقط اون رپ هایی که قصد تخریبی دارند و الفاظ رکیک در آن ها فراوان است و سبک های تهاجمی هستند با فرهنگ ما سازگاری ندارند و اگرنه در میان انبوه آهنگ های رپ آهنگ های جالب هم مشاهده می شود البته خیلی به ندرت.
گام بعدی در زمینه سبک شناسی موسیقی و شناخت سبک های اصیل و موسیقی واقعی تاثیر فیزیکی موسیقی بر بدن انسان است. برای این مورد بهتر است کمی بهتر بدن انسان را بشناسیم . همون طور که می دانیم مغز انسان که وظیفه هدایت و کنترل سایر اعضای بدن را دارد دستورات خود را از طریق پالس های ضعیف الکتریکی به سایر عضای بده می فرستد . طبق تحقیقات پژوهشگران آن دسته از موسیقی هایی که فرکانس آن ها با فرکانس پالس های ارسالی یا دریافتی مغز یکسان یا هماهنگ با آن ها است باعث اختلال در سیستم کاری مغز نشده و حتی کارایی مغز را بهتر میکند به این علت است که گاهی ممکن است با شنیدن یک موسیقی انسان آن قدر احساس سبکی بکند که دچار خواب آلودگی شود یا در بعضی موارد باعث تمرکز حواس انسان می شود اما آن سبک هایی که از نظر فرکانس چنین ویژگی را ندارند باعث ایجاد اثرات تخریبی در مغز شده و همین دلیل است که انسان گاهی با شنیدن بعضی سبک ها احساس سر درد می کند.
دوستان خوبم من تنها موسیقی را که تمام آن ویژگی ها را تماما داشته باشد در آثار هنرمند معروف یانی دیدم و به همین دلیل این وبلاگ را تاسیس کردم تا هم پایگاهی برای طرفداران ایرانی و حتی خارجی این عزیز باشد و هم دیگران را با آثار و شخصیت این هنرمند به معنای واقعی آشنا کنم.
همچنین معذرت می خوام که اینقدر حرف های غیر مرتبط با موضوع وبلاگ گفتم اما باور کنین گفتن این حرف ها در آغاز کار نیاز بود.اما قول می دم در پست های بعدی فقط درباره یانی بنویسم.در آخر هم باید بگم مطالب بسیار زیادی برای شما دوستان آماده کردم از فیلم و ویدئو و کنسرت هایی که تا حالا ندیدین و پشت صحنه های اون ها تا عکس ها و آهنگ ها و همچنین خبر خوب اینکه کامل ترین و موثق ترین زندیگینامه یانی در حال آماده سازی و گردآوری است که شامل تمام زندیگانامه یانی از دوران کودکی تا زمان نوآوری موسیقی و ساخت آلبوم و همچنین ویژگی های جزء به جرء آلبوم ها به همراه لینک دانلود تمام آهنگ های هر آلبوم به همراه نقد و بررسی آلبوم ها و کنسرت ها است.امیدوارم خوشتون بیاد
تا پست بعدی همه شما دوستانم را به خدا می سپارم